مادر بهشت

ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟
زهرای من حلالیت از من برای چه؟

وقت نفس نفس زدنت پیش پای من
لاله نریز این همه گلشن برای چه؟

دارم به جمله ی پدرت فکر می کنم
وقتی که هست فاطمه جوشن برای چه؟

باشد نخند...از تو توقع نداشتم
این دل شکسته هست شکستن برای چه؟

زهرا کشان کشان دم در آمدی چرا؟
گفتم نیا که...آمدی اصلا برای چه؟

ما را برای همسفری آفریده اند
بی من تلاش بهر پریدن برای چه؟

اسما که بود دور و برت فضه هم که بود
تابوت خویش خواستی از من برای چه؟

هنگام دور گردن این پیرهن که شد
جان حسین این همه شیون برای چه؟


 

 

 

 

 

 

 

 

شهر آبستن غم هاست خدا رحم کند
شهر این بار چه غوغاست خدارحم کند

بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟
نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند

همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند
در میان کوچه دعواست خدا رحم کند

هیزم آورده که اتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند

همه جمعند و موافق که علی را ببرند
و علی یکه و تنهاست خدا رحم کند

بین این قوم که از بغض  لبالب هستند
قنفذ و مغیره پیداست خدا رحم کند

مادر افتاد و پسر رفت زدست ، درد این است
چشم زینب به تماشاست  خدا رحم کند

مو پریشان کند و دست به نفرین ببرد
در زمین زلزله برپاست خدا رحم کند

ماجرا کاش همان روز به آخر می شد
تاز آغاز بلاهاست خدا رحم کند

غزلم سوخت  دلم سوخت  دل آقا سوخت
روضه ی ام ابیهاست خدا رحم کند ...

 

 

 یا زهرا(س)

من رفتنی هستم دگر یاور نداری

مظلوم! با مظلومه ات کاری نداری

تا رفع زحمت کردنم چیزی نمانده

فردا در این بستر تو بیماری نداری

مثل جنین زانو بغل کردن ندارد

خانه نشین! گیرم طرفداری نداری

با چه دردت را بگو عیبی ندارد

وقتی که غم داری و غمخواری نداری

وقتی که دفنم می کنی آقا بمیرم

تاریک تر از آن شب تاری نداری

مردم اگر از تو سراغم را گرفتند

از قبر من مولا خبرداری نداری

دیگر خداحافظ، حلالم کن علی جان

جان تو جان بچه ها کاری نداری

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
ی عاشق دل سوخته

واقعا قشنگ بود ممنون

سعید

مرسی بسار زیبا

لیلی

سلام شعرهاتون فوق العاده بود