نوروز

 و باز هم مثل همیشه

 

  سرما از تلاقی گیج زمین و زمان خط  می خورد و این قصه

 

 

  دوباره از نو با سلام آشنای بهار تا به تا می شود

 

 

  هر چند دیگر حرف دل از قلم پیدا و پنهان واژه های آغاز فصل افتاده

  اما هنوز هم شعر شکوفه  دیگریست

 

 

  بیاییم سبزی این الفبای تازه را به بغض قافیه های سربی تاخت نزنیم


/ 0 نظر / 3 بازدید